السيد عبد الحسين الطيب
11
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
كند معرفى فرمود كه آنها ( قَوْمَ فِرْعَوْنَ ) هستند و آنها قبطيان بودند و مراد فرعون و قوم او هستند چون غرض اولى دعوت خود فرعون بود . و حضرت موسى فقط مبعوث بر آنها نبود بلكه بر بنى اسرائيل و تمام شهرها كه در قلمرو فرعون بود فقط بنى اسمعيل در حجاز بدين ابراهيم باقى بودند تا زمان بعثت حضرت رسالت ( ص ) . أَ لا يَتَّقُونَ قوم فرعون از هيچ امرى از ظلم و كفر و فسق و فجور و طغيان و كبر و نخوت و ساير قبايح خوددارى نميكردند كه مفاد « أَ لا يَتَّقُونَ » است كه هيچگونه تقوى در آنها نبود حتى از مشركين پستتر بودند زيرا مشركين خداى متعال را معترف بودند غاية الامر اصنام و الهه خود را شريك قرار داده بودند و فرعون جز خود الهى قائل نبود كه به حضرت موسى گفت : لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ( در همين سوره آيهء 29 ) و به هيچ نبيى معتقد نبودند و در تحت هيچ دينى نبودند ، فقط اطاعت فرعون را ميكردند و لو بسيارى از آنها باطنا و قلبا پس از معجزات موسى يقين پيدا كردند لكن انكار كردند و جحود ورزيدند كه ميفرمايد خداوند وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا ( نمل آيه 14 ) آنها نه راجع بعقايد تقوى داشتند و نه راجع باخلاق و نه راجع بافعال . نفى مطلق افاده عموم دارد . [ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 12 ] قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ ( 12 ) حضرت موسى عرض كرد پروردگار من ، محققا من ميترسم كه مرا تكذيب كنند . نظر به اينكه حضرت موسى مدتى در مصر بود و از داخلهء فرعون و از تمام رفتار آنها مطلع بود و ميدانست كه اينها قابل هدايت نيستند عرض كرد : قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ رب ربى بوده كسره بجاى يا است چنانچه يكذبون « يكذبونى » بوده كسره بجاى ياء است لكن نميدانست كه حجت بر آنها تمام شود و پس از اتمام حجت دچار بلاهاى عظيم شوند كه ميفرمايد : فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ ( اعراف آيه 130 ) و ميفرمايد : فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ ( نمل آيه 12 ) رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ ( يونس آيه 88 ) .